|
سلام می دونی فرق تو با عشق ، زندگی و گل چیه؟؟؟ عشق یک کلمه است ولی تو معنی اون هستی. زندگی یک اجبار است ولی تو دلیل اون هستی. گل یک گیاه است و تو عطر اون هستی عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشاندم و پارو زنان سوي تو فرستادم وقتي به ساحل نگاه تو رسيد تو چشمانت را بستي و قايقم غرق شد بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي کاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاک بازان زندگی را از تو نام برده اند ! ز : زاویه نگاه تو ن : نوای کلام تو د : درگاه ابروی تو گ : گیسوی پریشان تو ی : یارو سر کاری من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را ای کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود / و آخرین سیاهپوش که مرا به فراموشی میسپارد چه کسی خواهد بود. هر چند مال من نشدي ولي ازت خيلي چيزا ياد گرفتم. ياد گرفتم به خاطر کسي که دوسش دارم بايد دروغ بگم. ياد گرفتم هيچ وقت هيچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره. ياد گرفتم تو زندگيم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه اي بشکنم. ياد گرفتم گريه هاي هيچ کس رو باور نکنم. ياد گرفتم بهش هيچ وقت فرصت جبران ندم. ياد گرفتم هر روز دم از عاشقي بزنم ولي خودم عاشق نباشم... فرانسوی ها ميگن : عشق فراموش کردن خود در وجود کسی است که هميشه و در همه حالا مارو به ياد داره ، ولی اسپانيايی ها ميگن : عشق ساکت است ، امّا اگر حرف بزنه از هر صدايی بلندتر است . امّا من ميگم : عشق يعنی ترس و رنج از دست دادن تو . زيباترين عکسها در اتاقهاي تاريک ظاهر ميشن ! پس هر وقت تو قسمت تاريک زندگيت واقع شدي .. بدون که خدا مي خواد يك تصوير زيبا ازت بسازه زندگي سخت نيست ما سختش ميکنيم ، دلها تنگ نيست ما تنگش ميکنيم، عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميکنيم، دل هيچ کس سنگ نيست ما سنگش مي کنيم. بهترين دوست اون دوستي هست كه بتوني باهاش رو يه سكو ساكت بشيني وچيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين گفتگو عمرت را داشته باشي. گفت عشق چيست. گفتم آتش است گفت ان را ديديي گفتم نه در آن سوخته ام عشق کليد شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نبا شه که با هرکليدي باز شود وقتي نياز به عشق داري عاشق مشو بلكه زماني عاشق شو كه تمام وجودت سرشار از عشق هست و مي خواي آنرا با كسي تقسيم كني.
به يک فرشته گفتم:برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!! فرشته رفت و وقتي برگشت ديدم چشماش اشکيه و گريه کرده!! به فرشته گفتم: معشوق مرا بوسيدي؟! فرشته گفت: نه نشد !! به فرشته گفتم:چرا؟!فرشته مهربون گفت:دو فرشته هيچ وقت همديگر را نمي بوسن آموخته ام كه : هميشه كسي هست كه به ما احتياج دارد. آموخته ام كه : هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نكنم. آموخته ام كه : انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي كنند. آموخته ام كه : هميشه هميشه بخندم. آموخته ام كه : هرگز نگذارم كسي عصبانيتم را ببيند آموخته ام كه : به انسان ها مانند سكوي پرتاب نگاه نكنم. آموخته ام كه : هرگاه كه ترسيده ام شكست خورده ام. آموخته ام كه : غرور انسان ها را هرگز نشكنم.
N نوشته شده در
شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 20:24
توسط حامی |
|
اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو وعشق، يا من و مرگ
امشب اشکهایم به پای دوستیها ، بارید... آغوش بیکران دریا را می خواهم امشب تا در آرامش آبی اش ، به یاد همه آبیها،آرم آرام به خواب روم ای آبی ترین آبی من ، در این شبها خواب هم با من بیگانه شده است زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری . میخوام روي تمام سنگ هاي دنيا بنويسم دلم واست تنگ شده و آرزو ميکنم يکي از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمي دل تنگي چه دردي داره من نشاني از تو ندارم، اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: در عصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن ، کنار بيد مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهاي رنگي ام! در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا خواهي ديد با بغضي کويري که غرق عصاره ي انتظار پشت ديوار دردهايم نشسته زندگي مثل يه ديكته اس هي مي نويسيم، هي غلط مي نويسيم، هي پاك مي كنيم دوباره هي مي نويسيم، هي پاك مي كنيم غافل از اينكه عزرائيل داد ميزنه: برگه ها بالا!!! ميگن خدا ابر رو به گريه ميندازه که گل بخنده پس هر وقت گريه کردي ناراحت نشو چون يکي ديگه داره ميخنده هرگاه احساس كردي كه گناه كسي اونقدر بزرگ كه نمي توني اونو ببخشي بدون كه اشكال در كوچكي قلب توست نه در بزرگي گناه او براي تو كاغذ مي شم ... هر وقت عصباني مي شي خط خطيم كن ... هر وقت سردت مي شه آتيشم بزن ... هر وقت دل تنگ مي شي دلتنگيهاتو روم بنويس ... ولي منو دور ننداز اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال توست : خدای مهربون / فکرای قشنگ / و قلب کوچیک من حشيش ترياک هروئين شيشه سيگار . . . . . . همه ي اينا رو ميشه ترک کرد ولي تو رو نميشه ترک کرد پرسيد به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است وقتي واقعيت ها , آدم را فريب بدهند چه کار مي شود کرد ؟ روزگاريست که حقيقت هم لباسي از دروغ بر تن کرده است و راست راست توي خيابان راه مي رود عشق نشسته است کنار خيابان , کلاهي کشيده بر سر و دارد گدايي مي کند و مرگ , در قالب دخترکي زيبا , گلهاي رز زرد مي فروشد وقتي گفتي تا آخر دنيا باهاتم اون موقع بود که فهميدم چرا دنيا 2 روزه خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام
N نوشته شده در
شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 20:20
توسط حامی |
|
چی می شی یه نیم نگاه صرف یه عاشق کنی!؟!؟!؟!
دوست دار همیشگی شما ------->داش حامی
N نوشته شده در
شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 19:16
توسط حامی |
|
آدمها مثله کتاب می مونن از روی بعضی ها باید مشق نوشت از روی بعضیها باید جریمه نوشت بعضی از أدمها رو باید چند بار خوند تا معنی شونو بفهمی و بعضی آدمها رو باید نخوند باید دور انداخت
N نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 20:0
توسط حامی |
|
اگه نيوتن قبل از مرگش صورت ماه تو رو مي ديد معناي حقيقي جاذبه رو مي فهميد در زمانی که وفا قصه برف به تابستان است و صداقت گل نایابی است و در آئینه چشمان شقایق ها نیز، عابر ظالم و بی عاطفه ی غم جاریست، به چه کس باید گفت: با تو خوشبخت ترین انسانم؟؟ بدون گریه خاطره روشن نمیشه شهری بود به نام عشق در آن کوهی وجود داشت بنام دوستی از آن کوهرودی جاری میشد بنام محبت این رود به مردابی میریخت بنام جدایی پس نفرین عالم بر این جدایی که غرورمرا درک نمیکند زمان! به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست.... بوسیدن قول ماندن نیست..... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست شاید یه کسی شب ها برای اینکه خواب تورو ببینه به خدا التماس می کنه شاید یه کسی به محض دیدن تو دستش یخ می زنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه مطمئن باش یه کسی شب ها به خاطر تو توی دریای اشک می خوابه ولی تو اون رو نمی شناسی بگذار که در حسرت دیدار بمیرم... در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم... دشوار بود مردن و روی تو ندیدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بمیرم... بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و انوده شب تار بمیرم... بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بمیرم... میمیرم از این درد که جان دگرم نیست... تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم... تا بوده ام ای دوست وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بمیرم ای دوست دلت همیشه زندان من است آتشکده عشق تو از آن من است آن روز که لحظه وداع من و توست آن شوم ترین لحظه پایان من است کاش هرگز نمي ديدمت تا امروز غم نديدنت را بخورم يادته يه روزي بهم گفتي:هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده گفتم: اگه بارون نيومد چي؟؟؟ گفتي: اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره گفتم: يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار گفتي: باشه... حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي باره و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي چشات دیگه از من خسته سیره اما هنوز چشای من اسیره فقط بدون که این دل شکسته منتظره بگی واست بمیره ديشب نديدي که چه محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم ديشب که سکوت دق مرگم مي کرد وابستگي ام را به تو عادت کردم در دادگه عشق کنم از تو شکايت به خدايت گويم که مرا کشت دو چشمان سياهت قانون پايستگي عشق: عشق بوجود مي آيد,ولي هرگز از بين نمي رود,بلکه از صورتي به صورتي ديگر و از اشخاصي به اشخاصي ديگر منتقل و تبديل ميشود نابينا گفت : دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمي بيني؟ چطوري دوستم داري . نابينا گفت :اگه مي ديدمت ؟ عاشق زيبايت مي شدم . اما حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم عشق يعني يک سلام بيجواب:::::::::::: :عشق يعني حسرت . تشنه به آب عشق يعني همچون من شيدا شدن ............ .عشق يعني قطره و باران شدن............ ......... ..... عشق يعني يک شقايق غرق خون ............ ........عشق يعني دردمحنت در درون!!!!!....... ......... .... عشق يعني سوز ني آه و شبان ............ ..عشق يعني معني رنگين کمان خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره بالاخره می خوام بهتون بگم عشق یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
N نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 19:55
توسط حامی |
|